1385/10/2 -
می خواهم بشکنم پاره کنم و یا حتی از صحنه زندگیم محو و نابودش کنم می خواهم تنهائیم را مچاله کرده و به گوشه ای پرتاب کنم.
آری من نیز تنهائی را دوست دارم. اما نه برای همیشه تا همیشه زیرا من تنها نبوده و نخواهم بود. تنهائی را تنهائی را برای همیشه نمی خواهم.
من زندگی را و زنده بودن را دوست دارم. می خواهم زنده بمانم. من نفس می خواهم. هم نفس می خواهم. ...
پ.ن:گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس
|